
می خواهم از زمانی که برایم باقی مانده
در کنار تو لذت ببرم!
شاکر روزهایی که
هر یک به هدیه یی مانند!
رویاها و امید هایی که
هنوز امکان ممکن شدن دارند
و عشق ها و مهربانی ها
که هنوز
فرصت تجربه کردنش با ماست!
یک روز
روز آخر ما خواهد بووود!!!
نامت چه بود؟
آدم
فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنويس اولين يتيم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاک
اينک محل سكونت؟
زمين خاک
آن چيست بر گردن نهادی؟
امانت است
قدت؟
روزی چنان بلند كه همسايه خدا،اينک به قدر سايه بختم به روی خاک
اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاک ، قابيل خشمناک ، هابيل زير خاک
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اينک فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان سبک كه پرم در هوای دوست
نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاک
جنست ؟
نيمی مرا ز خاک ، نيمی دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت اميدم
شاكی تو ؟
خدا
نام وكيل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
يک سيب از درخت وسوسه
تنها همين ؟
همين!!!!
حكمت؟
تبعيد در زمين
همدست در گناه؟
حوای آشنا
ترسيده ای؟
كمی
ز چه؟
كه شوم اسير خاک
آيا كسی به ملا قاتت آمده؟
بلی
كه؟
گاهی فقط خدا
داری گلايه ای؟
ديگر گلايه نه؟ ولی
ولی چه ؟
حكمی چنين آن هم يک گناه!!؟
دلتنگ گشته ای ؟
زياد
برای كه؟
تنها خدا
آورده ای سند؟
بلی
چه ؟
دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟
بلی
چه كسی ؟
تنها كسم خدا
در آ خرين دفاع؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
در دوردست ترین خودم تنها نشسته ام..نمی خواهم تنهایی ام را حتی حضور خدا به هم بزند...می خواهم لحظه ای با اکنونم خلوت کنم..
در کجای راهم؟ هنوز در ابتدا...
راه طولانی است و پاهایم ناتوان از گذراندن ادامه ی راه...
از رفتن خسته ام ..از رفتن های بی هدف...
خدایم! اجازه ماندن می خواهم..بگذار راه من نیمه تمام بماند...بگذار در تلخی این روزها هضم شوم...
بگذار فرصتم برای زندگی کردن تمام شود...سهم من از این دنیا ارزانی دوست دارانش...
به خداوندیت قسم شوق رفتن دارم نه تمنای ماندن..
رفتن به عالم بی خبری..
بگذار برای همیشه جسمم اسیر خاک سرد شود..
به نفس هایم استراحتی بده..از رفت و آمدهای بی معنا خسته اند..
بگذار جسمم هم به دل مرده ام بپیوندد ، از سیاه پوشیدن برای مرگ دل خسته شده..
تاب ماندن بی دل را ندارد ، بگذار به او بپیوندد..
تو را به مهربانیت قسم !!!
در دوردست ترین خودم تنها نشسته ام..نمی خواهم تنهایی ام را حتی حضور خدا به هم بزند...می خواهم لحظه ای با اکنونم خلوت کنم..
در کجای راهم؟ هنوز در ابتدا...
راه طولانی است و پاهایم ناتوان از گذراندن ادامه ی راه...
از رفتن خسته ام ..از رفتن های بی هدف...
خدایم! اجازه ماندن می خواهم..بگذار راه من نیمه تمام بماند...بگذار در تلخی این روزها هضم شوم...
بگذار فرصتم برای زندگی کردن تمام شود...سهم من از این دنیا ارزانی دوست دارانش...
به خداوندیت قسم شوق رفتن دارم نه تمنای ماندن..
رفتن به عالم بی خبری..
بگذار برای همیشه جسمم اسیر خاک سرد شود..
به نفس هایم استراحتی بده..از رفت و آمدهای بی معنا خسته اند..
بگذار جسمم هم به دل مرده ام بپیوندد ، از سیاه پوشیدن برای مرگ دل خسته شده..
تاب ماندن بی دل را ندارد ، بگذار به او بپیوندد..
تو را به مهربانیت قسم !!!
چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره تو سردتر می یابم ...
از پیشانی خاطره تو
ای یار !
ای شاخه جدا مانده من
از معلم دینی پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت حرام است
از معلم زبان انگلیسی پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت همان love است
از معلم هندسه پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت پاره خطیست مماس بر قلب عاشق
از معلم جبر و احتمال پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت محاسبه ایست که احتمال آن کم است
از معلم جغرافیا پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت مواد مذابیست زیر پوسته قلب
از معلم تاریخ پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت سقوط سلسله قلب
از معلم شیمی پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت تقطیر جز به جز قلب
از معلم فیزیک پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت جاذبه ایست که در میدان قلب بوجود می آید
از معلم زیست پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت حالتی است که در قلب نزدیک سرخرگ بعد از دیدن یار
بوجود می آید
از معاون پرسیدم عشق چیست ؟؟ گفت یادم بنداز این لغت را در انظباطت ذکر کنم
از مدیر پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت اخراجی این است عشق !!!
عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی . ( جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانها را به راه راست هدایت کند )
عشق از دید دختر حاج آقا : آه ... خدای من یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم . ( جمله ی عاشقانه : ندارد )
عشق از دید ریاضی دان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول . ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوستت دارم )
عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت . ( جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ... )
عشق از دید اصغر کاردی ( در زندان ) : مرامتو عشقه ، عشقی . ( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی .. )
عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی بغلم می کردی ، سرمو میزاشتم رو شونه هات .... ( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم ... )
عشق از دید مادر بزرگم : این حرفای بد و نزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانم و با کمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست .... ( جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری ... )
عشق از دید ..... ( خودتون الان می فهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی پردازی .... ، واسه ناهار بریم سورنتو ، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز ( به قول بعضی ها دوو منگل ) گرفته تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری . ( جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوستت هم دارم )
عشق از دید کسی که بار اوله عاشق می شه : عزیزم باور کن بدون تو حتی یه لحظه هم نمی تونم زندگی کنم ، تو واسم همه دنیا هستی ... ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )
عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه می خوابم . ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )
عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور ) عشق من از برایت جوش آمده ، باور نداری بر آمپرم بنگر ( با لهجه ی شوفری بخونید ) ( جمله ی عاشقانه : عیزم دوست دار ... بو بو بوغ )
عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم .... ( جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )
عشق از دید اراذل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه .... ( جمله ی عاشقانه : بو بوغ .. خانم بیا بالا .. )
عشق از دید یک مهندس الکترونیک : عشق همان دوست داشتن است وقتی در Av open loop ضرب می شود ، البته در این ناحیه انسان به صورت غیر خطی عمل می کند . ( جمله ی عاشقانه : عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )
عشق از دید بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب می شه .... حالا بگو ببینم پدرش چیکاره است ؟ ( جمله ی عاشقانه : برو با دختر حاج آقا ازدواج کن )
عشق از دید احمدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است ، زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق می شود . ( جمله ی عاشقانه : .............)
عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری ، عشق واسه بعد ... مگه تو امسال فلان نداری ، عشق واسه بعد .. مگه تو امسال بهمان نداری ، عشق واسه بعد .... ( جمله ی عاشقانه : جملات عاشقانه ای هنوز بیان نشده )
عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک ( جمله ی عاشقانه : برو کشکتو بساب )
عشق از دید من : من فکر می کنم اگر کسی عاشق نباشه عاشق هر چیز تو زندگی هدف نداره( جمله ی عاشقانه : دیگه نمی خوام به این چیزا فکر کنم ، دوباره به یادم نیار .. )